مجموعه شعر دیگران تشکیل شده از ۵۰ رباعی می باشد که طی ۵ سال آن ها را نوشته ام این اشعار از بین ۱۰۰ رباعی انتخاب شده ، در ابتدا قرار بود اسم "دیگران" بر روی کتاب مجموعه غزل های اینجانب گذاشته بشه اما به علت به وجود آمدن مشکلاتی چاپ مجموعه غزل ها به وقت دیگری موکول شد ، در این کتاب تمام سعیم این بود که عاشقانه هایی ساده را از تجربیاتم در این سال ها به اجرا دربیارم البته که این مجموعه خالی از ایراد نیست اما تمام سعیم این بود که حداقل کمترین ایراد هارا داشته باشد
حالا چرا اسم مجموعه دیگران شد؟ به عقیده من در زندگی تمام ما دیگرانی وجود دارند که ما هیچوقت آن ها را نمیبینیم اما در زندگی اثر خودشون رو میزارن ، دیگران اسم یک نفر است نه چند نفر

سید امید قدسی زادهمجموعه شعر دیگران

شاعرسید امید قدسی زاده
یک عمر غمی پشت صدایت بوده
در عمق تمام خنده هایت بوده
محکوم به حبس ابدی مادر من
جرم تو بهشت زیر پایت بوده
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
اندک اندک بهار را با خود برد
از زندگی ام قرار را با خود برد
میگفت که برگشتن من ممکن نیست
او لذت انتظار را با خود برد
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
بازیچۀ دست این دقایق نشوید
با تلخی این راه موافق نشوید
هرچند که غیر ممکن است,اما باز
از من به شما نصیحت,عاشق نشوید

.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
مُردیم ولی هنوز هم جان داریم
ما تشنه لبان امید باران داریم
اوضاع، همه وفق مراد است فقط
سر نیزه کم است و سر فراوان داریم
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
زخمی که زدند بر دلش کاری بود
زیرا که به اسم دین و دینداری بود
دیدیم و شنیدیم عطش داشت ولی
والله حسین تشنه ی یاری بود
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
تقدیر برای ما چنین افتاده
یک آفت بی رحم به دین افتاده
بر نیزه چه می‌کرد سر ات ای خورشید
انگار که آسمان زمین افتاده
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
این قصه تلخ شرح حالت باشد
دریا ها سهم خردسالت باشد
ای تشنه ی تشنگان عالم ای عشق
مهریه ی مادرت حلالت باشد
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
او آمده تاجی به کنیزی بدهد
تا مژده ای از سوی عزیزی بدهد
آخر به تمنای دلم پاسخ داد…
مرگ آمده تا راه گریزی بدهد
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
پیشانیت آلوده به ننگی دیگر
اماده شدی برای جنگی دیگر
یک سنگ برای کشتنت کافی نیست
ایینه سلام کن به سنگی دیگر

.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
با، چشم براهان تو قراری داری
یاران بد و گناه کاری داری
ما بیخبران غافل از آنیم که تو
از منتظرانت انتظاری داری

.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
او آمده تاجی به کنیزی بدهد
تا مژده ای از سوی عزیزی بدهد
آخر به تمنای دلم پاسخ داد…
مرگ آمده تا راه گریزی بدهد
.
شاعر : سید امید قدسی زاده

شاعرسید امید قدسی زاده
یک سر به منِ عاشقِ دل تنگ نزد
حتی به دل شیشه ای ام سنگ نزد
باید بروم به فکر قبری باشم
یک هفته گذشت و او به من زنگ نزد
.
شاعر : سید امید قدسی زاده